المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

751

مروج الذهب ( فارسى )

نداريد » مدت حكميت را تا ماه رمضان تعيين كردند كه حكمين در محلى ما بين كوفه و شام فراهم شوند هنگامى كه قرارداد نوشته شد چند روز از صفر سال سى و هفت مانده بود و بقولى بعد از انقضاى ماه صفر بود اشعث قرار داد را همه جا ميبرد و با خورسندى براى مردم ميخواند تا به محل بنى تميم رسيد كه جمعى از سران طايفه آنجا بودند و عروة بن اديه تميمى برادر بلال خارجى نيز از آن جمله بود و قرار داد را براى آنها بخواند و ميان اشعث و كسانى از بنى تميم گفتگوى دراز شد آغاز اين كار از اشعث شده بود و او بود كه مردم را از پيكار دشمن مانع شد و گفت كه بفرمان خدا باز گردند عروة بن اديه به دو گفت « چگونه مردان را در كار دين و امر و نهى خدا حكميت ميدهيد ؟ حكمى بجز خدا نيست » و او نخستين كس بود كه اين سخن گفت و اين عقيده اظهار كرد و در اين باب مشاجره شد و عروه با شمشير باشعث حمله برد كه اسب او بسر در آمد و ضربت شمشير بدنبال اسب خورد و اشعث نجات يافت اگر در كار دين و حكميت اختلاف نشده بود كار عصبيت قبايلى ميان نزارى و يمنى بالا ميگرفت يكى از مردم بنى تميم درباره رفتار عروة بن اديه با اشعث شعرى بدين مضمون گويد : « اى پسر اديه چطور با سلاح به اشعث تاجدار حمله بردى ؟ اكنون بنگر على چه ميگويد و پيروى او كن كه وى از همه مخلوق بهتر است » درباره تعداد كسانى كه از مردم شام و عراق در صفين كشته شده‌اند اختلاف است احمد بن دورقى از يحيى بن معين نقل كرده كه « تعداد كشتگان دو گروه در مدت يكصد و ده روز يكصد و ده هزار كس بوده است نود هزار از اهل شام و بيست هزار از اهل عراق » به نظر ما تعداد كسانى كه از اهل شام در صفين حضور داشته‌اند بيشتر از آنست كه در اين مورد گفته شده و يكصد و پنجاه هزار جنگى بدون خدمه و تبعه بوده‌اند بنابر اين ميبايست تعداد مجموع قوم از جنگى و غير جنگى يعنى خدمه و غيره سيصد هزار و بيشتر بوده باشد زيرا دست كم هر يك از آنها يكى را براى خدمت همراه